مسجد و تبلیغ در نگاه عالمان


1. آیه الله بروجردى( ره) از مساجد به عنوان مراكزارشاد و هدایت یاد مى كند و مى فرماید: « كانوا فى بادى الامر یعملون بوظائف السیاسیه فى مراكزالاشاد و الهدایه، كالمساجد فكان امام المسجدامیرا لهم و بعد ذلك كانوا یبنون المسجدالجامع قرب دارالاماره » ترجمه: درابتداى امر، حل و فصل مسائل سیاسى در مراكزارشاد و هدایت مانند مساجد صورت مى گرفته است. دراین بیان نقش اصلى مساجد، همان ارشاد و هدایت در نظر گرفته شده و حل و فصل مسائل سیاسى به عنوان یك كار فرعى.

2. امام خمینى( رض) دراین زمینه مى فرماید: مسجد در صدراسلام، مركز جنبش حركت هاى اسلامى بود. از مسجد تبلیغات اسلامى شروع مى شده است. و درادامه سخن، خطاب به هیئت اعزامى از عربستان مى فرمایند: (... شما كه ازاهالى مسجد واز علماء مسجد هستید، باید پیروى از پیامبراسلام( ص) واصحاب آن سرور كنید و مساجد را براى تبلیغ اسلام و حركت اسلامیت و براى قطع ایادى شرك و كفر و تایید مستضعفین در مقابل مستكبرین قرار بدهید).

3. استاد شهید مرتضى مطهرى مى فرماید: (مسجد مدینه در صدراسلام، تنها براى اداءفریضه نماز نبوده، بلكه مركز جنب و جوش و فعالیت هاى دینى واجتماعى مسلمانان همان مسجد بود. هر وقت لازم مى شداجتماعى صورت بگیرد، مردم را به حضور در مسجد دعوت مى كردند. و مردم از هر خبر مهمى در آنجا آگاه مى شدند و هر تصمیم جدیدى گرفته مى شد در آنجا به مردم ابلاغ مى شد).

كنترل مساجد
با توجه به مركزیت تبلیغى مساجد بوده است كه شایستگى تاسیس و تصدى مسجداز جانب نااهلان وافراد غیرمعتقد و غیرپاى بند به دین نفى شده است: « ما كان مشركین ان یعمروا مساجد الله » (سوره توبه , آیه 18) ترجمه: مشركان حق ندارند كه مساجد خدا را تعمیر كنند، بلكه این حق از آن كسانى است كه نیتى به جز خدا و هدفى جزاعلام كلمه توحید و نشراسلام را نداشته باشند (سوره توبه , آیه 17). و با كسانى كه خواسته اندازاین مركز تبلیغى سوءاستفاده نمایند، به شدت برخورد شده است. چنانچه ورشكستگان سیاسى (منافقین ) درصدد برآمدند كه ازاین حربه به نفع خوداستفاده كنند واز مسجد علیه مسجد واسلام فعالیت كنند كه پیامبر گرامى اسلام( ص) به وسیله وحى از توطئه آنان آگاه شد و با همه احترامى كه براى مسجد قائل بود دستور داد كه آن مركز را نابود سازد و به آتش بكشند چرا كه منافقین آن مسجد را براى جنگ با خدا و رسول بنا نهاده بودند (سوره توبه , آیه 107). متاسفانه پس از پیامبراكرم( ص) نیز سوءاستفاده ازاین مركز تبلیغى همچنان ادامه پیدا كرد، تا جایى كه معاویه ازاین پایگاه براى كوبیدن على( ع) استفاده مى كرد. سلاطین بنى امیه و بنى العباس، براى ظاهرسازى و فریب مردم، مساجد را به صورت خیلى اشرافى تزیین مى كردند و مساجد رااز نقش اصلى و هویت و رسالت خویش، كه تبلیغ اسلام راستین بود، دور مى ساختند. این حركت سوء همچنان، از جانب سلاطین جورادامه دارد.

نماز جمعه
در متون دینى ما،ازاصل نماز، تعابیر گوناگون و زیبایى شده است. دراین تعابیر، گاه، نماز به عمود خیمه تشبیه شده كه با شكستن آن، تمامى خیمه دین فرو خواهد ریخت. و گاه، به نهر آبى تشبیه گردیده كه انسان مسلمان، هر روز پنج نوبت روح خود را در آن شستشو داده واز پلیدیها مى زداید. این تعابیر، هر كدام بیانگر میزان رابطه نماز بااصل دین و نقشى است كه نماز در جهت تقویت و رشدانسانها دارداین پیوند و رابطه در نماز چند برابر مى گردد. از همین روى، براى شركت در نمازجمعه پاداشهایى بسیار بزرگ از قبیل: آموزش و رهایى از آتش، آسانى حساب در قیامت، ثواب حج، ثواب یك سال نماز و روزه و... در روایات رسیده ازائمه معصومین( ع) در نظر گرفته شده است. و براى شركت نكردن در آن تهدیدهاى سخت و شدیدى در متون دینى وارد شده است. دراهمیت نمازجمعه همین بس كه زندانى هم باید در مراسم نمازجمعه شركت كند، تااو هم روح خود را شستشو داده و آگاهیهاى لازم را فراگیرد و زندان مانع رشد فكرى و معنوى او نشود. به روش و گفتار ائمه هدى( ع) دراین زمینه توجه كنید: امام صادق( ع) نقل مى كند كه: على( ع) زندانیان را با ضمانت اولیاء آنان از زندان آزاد مى ساخت تا در نمازجمعه شركت جویند. همچنین آن حضرت مى فرماید: آوردن زندانیان براى شركت در نمازجمعه و نمازعید و سپس بازگرداندن آنان به زندان از وظایف حكومت اسلامى است. پیامبراسلام( ص) به صاحبان كار دستور داده است: مانع شركت كارگران در مراسم نمازجمعه نشوند.

نقش تبلیغى نمازجمعه
نمازجمعه، داراى دو ركن اساسى است: ركن اول آن اجتماع مردم براى برگزارى نمازجمعه است كه دراین جهت توصیه ها و تاكیدهاى فراوانى براى حضور در نمازجمعه و هر چه باشكوه برگزار كردن آن داریم. ركن دوم، كه پایه واساس نمازجمعه است، محتوا و مضمون آن است كه در خطبه هاى خطیب جمعه متجلى مى شود. خطبه در نمازجمعه، از مهمترین اجزاى نمازجمعه و جایگزین دو ركعت از نمازاست. چنانچه امام صادق( ع) دراین زمینه مى فرماید: علت این كه نمازجمعه، دو ركعت است، وجود دو خطبه است. خطبه ها، نمازاست تا وقتى كه امام از منبر پایین آید.

و در جاى دیگر مى فرماید: « لاجمعه الا بخطبه وانما جعلت ركعتین لمكان الخطبتین » نمازجمعه، بدون خطبه صحیح نیست. به خاطر خطبه ها،این نماز با دو ركعت انجام مى گیرد. با نگاهى گذرا به سیره پیامبر(ص) و على( ع) و گفتارائممه معصومین( ع) و فقهاء در مى یابیم كه برامام جمعه لازم است كه از درد و رنج مسلمانان، ازاوضاع كشورهاى اسلامى، از ترفندهاى دشمنان اسلام و خلاصه آنچه را به حسب زمان و مكان گاهى از آن، براى امت اسلامى لازم و ضرورى است، سخن بگوید و مردم را در جریان مسائل روز قرار بدهد و آنان را موعظه وارشاد نماید و تقویت مبانى دینى و مذهبى و رشد سیاسى فرهنگى آنان را در نظر داشته باشد. امام رضا(ع)در این زمینه مىفرماید: « انما جعلت الخطبه یوم الجمعه لان الجمعه شهد عام فارادان یكون للامیر سبب الى موعظتهم و ترغیبهم و ترهیبهم من المعصیه و توفیقهم على مااراد من مصلحه دینهم و دنیاهم و یخبرهم بما ورد من الافاق والاهوال التى فیهاالمضره والمنفعه ». خطبه در روز جمعه تشریع شده است، از آن جهت كه جمعه از روزهاى اجتماع مردم است. از نظراسلام، همه مكلفین باید در آن اجتماع حضور یابند. خداوند با تشریع این دستور،اراده كرده است كه توسط زمامداران، مردم دراین روز موعظه وارشاد گردند و به نیكیها ترغیب واز بدیها بازداشته شوند. همچنین حاكمان اسلامى و یا خطیب وامام جمعه منصوب از طرف او مردم را به مصالح دینى و دنیوى خود، هدایت سازد وازاخبار واحوادث جهانى، كه براى آنان مفید و یا پیش گیرنده از زیان آنان است آگاه سازد. امام رضا(ع)در ادامه گفتار مى فرماید: (علت این كه دو خطبه در نماز جمعه باید خواننده شوداین است كه: در یكى به حمد و ثناى الهى پرداخته شود و در دیگرى حوائج مردم خطرهایى كه مردم را تهدید مى كند بیان شود و براى مردان و زنان با ایمان دعا و طلب آمرزش شود و آنچه كه لازم است ازاوامر و نواهى به مردم ابلاغ شود. و آنچه باعث صلاح و فساد مردم است یادآورى گردد).

موضوع گیرى دشمنان
از آنجا كه این اجتماع عظیم در آگاهى و رشد مسلمانان نقش بسزایى دارد، دشمنان اسلام، بویژه مسلمانان نماها (منافقین ) درطول تاریخ با ترفندهاى گوناگون سعى درایجاد خلل در صفوف به هم فشرده نمازجمعه نموده اند. آنان با بهانه هاى مختلف دراین مراسم شركت نمى جسته اند تا باایجاد شكاف در بین مسلمانان به اهداف شوم و ضدانسانى خود برسند. پیامبرگرامى اسلام( ص)، توطئه این بدسیرتان را بر ملا كرده و مى فرمایند: « من ترك ثلاث جمعات من غیر عذر كتب من المنافقین» ترجمه: آن كسى كه بدون عذر سه نوبت نمازجمعه را ترك كنداز منافقین شمرده مى شود. امام باقر( ع)، دراین زمینه مى فرماید: « صلوه الجمعه فریضه والاجتماع الیها مع امام العدل فریضه فمن ترك ثلاث جمعه على هذا فقد ترك ثلاث فرائض و لایترك ثلاث فرائض من غیر عذر و لاعله الا منافق» ترجمه: نمازجمعه واجتماع براى آن، باامام عادل واجب است اگر كسى بدون عذر، سه جمعه را، پى در پى، ترك كند سه فریضه را ترك كرده است و جز منافق، سه فریضه را، بدون علت، ترك نمى كند.

نماز عیدین
عید سعید قربان و فطر، دو عید حقیقى است و دو عید رسمى مسلمانان جهان است. با نگاهى كوتاه به كتب ادعیه و روایات ماثوره از پیامبر(ص) وائمه معصومین( ع) در مى یابیم كه این دو عید،از دیدگاه اسلام، از قداست وارزش ویژه اى برخوردارند. عید واقعى دراسلام، هنگامى است كه انسانها، با طرد شیطان و هواهاى نفسانى به سوى پروردگار رحمان بازگشت نموده باشند. و به عبارت دیگر، عید دراسلام جشن بازگشت به فطرت ناب انسانى و دورى جستن از گناه و زشتیها و یادآورى پیوند درونى انسان با خداست. نمونه عالى این ارزشها، در دو عید قربان و فطر متجلى است كه پس ازانقلاب روحى روزه و مناسك حج برگزار مى شود. و نماز عیدین كه در پایان دو جنبش و تحول روحى عظیم بر پا مى شود، نه تنها جشن رهایى از گناه و پیوستگى به خداست، كه مجمعى بزرگ و یك مانور سیاسى است، مانورى كه در سرنوشت سیاسى اجتماعى و فرهنگى مسلمانان سهم بسزایى دارد. چنانكه مفسر گرانقدر مرحوم علامه طباطبائى( ره) مى نویسد: « فان العید من شانه ان یجمع الكلمه و یجدد حیاه المله و ینشط نفوس العائدین و یعلن كلها عاد عظمه الدین» ترجمه: عید موجب وحدت كلمه، تجدید حیات ملت و نشاط جامعه و یادآور عظمت و نقش دین است. نماز عیدین، همانند نماز جمعه، داراى دو خطبه است، بااین تفاوت كه خطبه هاى نمازعیدین پس از نماز خوانده مى شود. دراین خطبه ها همانند نمازجمعه، خطیب آنچه را مسلمانان با آن روبرو هستند و دانستنش لازم و ضرورى است، مطرح مى سازد و همگان را در جریان مسائل مسلمانان قرار مى دهد. در ضمن پند واندرز و بیان مسائل سیاسى و اجتماعى، در عید فطراحكام زكاه فطر و در سخنرانى عید قربان، احكام قربانى و موارد مصرف آن را براى مسلمانان بیان مى كند. متاسفانه این مراسم با شكوه (نمازجمعه، عیدین ) در طول تاریخ اسلام، به جزایامى كوتاه، دراختیار حكام نالایق و جائر بوده است و آنان ازاین اجتماع و نیایش دسته جمعى در جهت تقویت پایه هاى حكومت جائرانه و ضدمردمى خود،استفاده مى كرده اند و صاحبان اصلى آن ازاین مراسم محروم بوده اند. امام باقر( ع ) آن روزگار اندوهناك را چنین به تصویر مى كشد: «. .. یا عبدالله مامن یوم عیدالمسلمین ( اضحى و فطر ) الا و هو یجدوالله الال محمد(ص) فیه حزنا. قال: قلت: ولم؟ قال: انهم یرون حقهم فى ایدى غیرهم » عیدى (فطر و قربان ) بر مسلمانان نمى گذارد مگر كن كه یادآور اندوه دودمان پیامبر(ص) است. عبدالله سوال كرد چرا؟ در پاسخ فرمودند: زیرا حق و پایگاه خویش را در كف دیگران مشاهده مى كنند.