تبلیغات جنگ


نيرنگهاي تبليغاتي ويژة جنگ، به منظور نابود سازي و تضعيف روحية جنگجويانة سربازان دشمن، به كار گرفته مي شود. در هر دو جنگ جهاني اول و دوم، امريكاييها از حيله هاي ذكر شده عليه سربازان دشمن سود بردند. اعلاميه هاي متعددي توسط هواپيما، براي سربازان ريخته شد. هر اعلاميه داراي يك كوپن و كارت ويژه بود كه در آن دستورالعملهاي رفتاري لازم براي سربازان، در زماني كه در محاصره قرار مي گيرند، درج شده بود. سربازان با رعايت دستورالعملهاي ارائه شده، مي توانستند از خطرهاي احتمالي مصون مانده و خود را تسليم سربازان امريكايي كنند. در اين اعلاميه ها، همچنين با مقايسه اي بين ارتش امريكا و دشمن، به سربازان دشمن قول داده شده بود كه در صورت تسليم شدن، از نظر تغذيه با آنان، مانند سربازان خودي رفتار خواهد شد. اين قول به اين دليل در اطلاعيه درج شده بود كه در روزهاي آخر جنگ، براي تعداد زيادي از سربازان، گرسنگي بر وطن پرستي غلبه كرده بود. سربازان از اين كوپنها به عنوان «ژتون غذا» استفاده مي كردند.

نمونة چنين ترفندهاي تبليغاتي، توسط نيروهاي ايراني در جنگ تحميلي عراق عليه ايران اعمال شد. در عمليات كربلاي ده، ايران با ارسال اطلاعيه هايي توسط نيروهاي «قرارگاه رمضان» براي نيروها خط مقدم عراق، به اين هدف نايل شد و هنگام شروع عمليات، تعداد زيادي از نيروهاي دشمن را به اسارت خويش در آوردند؛ اما مطابق آنچه كه در اطلاعيه ها نوشته شده بود، با آنها برخورد نشد.
يكي ديگر از شيوه هاي مورد استفاده در تبليغات جنگ، اين است كه از طريق راديو، نشر و بلندگو با سربازان دشمن صحبت كنند و در نهايت، موجب تضعيف روحية آنان شوند. نيروهاي ايراني در عمليات كربلاي پنج، با استفاده از بلندگوهاي بزرگ، با نيروهاي دشمن صحبت مي كردند و آنان را از ادامة جنگ در برابر سربازان ايراني، دلسرد مي كردند.

سازماندهي تبليغات:

براي مؤثر واقع شدن تبليغات، رعايت مراحل مقدماتي معيني، ضروري به نظر مي رسد. اين مراحل به قرار زير است:

۱-پايه گذاري سياست(23) يا مشخص بودن خط مشي:

شما با تبليغات ، به چه چيزي مي خواهيد دست يابيد؟ آيا هدف شما از تبليغات، محاصره كردن دشمن است يا مي خواهيد امكانات صنايع دشمن را متوقف كنيد؟

2-استراتژي:(24)

چه شيوه اي را براي برخورد با افراد در نظر داريد؟ آيا مي خواهيد با اين عده، دوستانه برخورد كنيد؟ آيا مي خواهيد به پيروزي برسيد؟ آيا مي خواهيد سربازان دشمن را دلسرد كنيد تا پيروز شويد و سؤالهايي از اين قبيل

3-سازماندهي:

براي انجام تبليغات، بايد افرادي را در نظر گرفت كه قدرت سانسور را داشته باشند، حدود و مرزهاي سخنراني آزاد، مشخص شود و براي تبليغات، دفتر يا واحد خاصي در نظر گرفته شود.

4-شرايط دريافت تبليغات:

تبليغات كجا و براي چه كساني انجام مي گيرد؟ در صورت استفاده از راديو، مشخصات و محل موج كوتاه آن چيست؟ آيا افراد به راديو دسترسي دارند يا باتري براي استفاده راديو وجود دارد؟ آيا افراد اجازة گوش دادن به راديو را دارند؟ افراد، طالب چه چيزي هستند؟

5-موضوع:

دربارة چه چيزي مي خواهيد صحبت كنيد؟

6-تاكتيكها:(25)

چگونه مي توان مطمئن بود كه تبليغات عمليات جنگي، مؤثر و مفيد خواهد بود؟ در اين مورد، قوانيني وجود دارد كه براساس اصول روانشناختي مشخص شده است. اين قوانين در زير آمده است.

تاكتيكهاي تبليغات:

آسانترين و مؤثرترين شيوه تبليغات را مي توان به صورت زير ارائه كرد:

1-در نظر گرفتن ذهنيت شنودگان:

يعني چهارچوب و ذهنيت گروه مورد مخاطب خود را بدقت در نظر بگيريد و سخنان خود را براساس اطلاعات جديد و لحظه به لحظه پايه ريزي كنيد. نامها و حوادثي را ذكر كنيد كه براي گروه آشناست و همچنين اين كه نامها و حوادث مزبور براي آنها، در برگيرندة پرستيژ(26) لازم و تاثير كافي باشد.

2-ظاهرسازي:

از دشمني بپرهيزيد. براي لحظه اي هم كه شده، با دشمن، مانند يك دوست برخورد كنيد. از لجبازي، توهين و عيبجويي اجتناب كنيد. براي اشخاص مورد احترام دشمن، احترام قائل شويد. در مورد شكستهاي دشمن، واقعگرا باشيد و آنان را بدون عناد ورزيدن شرح دهيد.

3-پخش شايعات:

براي انتشار شايعات، واژه هايي را به كار گيرد كه به تنهايي و به سهولت براي ديگران قابل تكرار باشند. حكايتهايي را بيان كنيد كه مردم آن را تكرار كنند. حقايق و موضوعات برجسته را ارائه كنيد.

4-انطباق گفته ها و اعمال:

دشمن را علاوه بر سخنهاي ضد و نقيض، بايد ترساند؛ مانند متمركز كردن نيروها در مرزها، در حالي كه قصد حمله وجود ندارد.

5-حمله به نقاط ضعف دشمن:

اشتباه هاي دشمن را به طور كامل و بخوبي مرود نقد و بررسي قرار دهيد و حس گناه را در افراد دشمن برانگيزانيد.

6-زيركي:

هميشه از تلقين استفاده كنيد. از عبارتهاي گيرا و كوتاه استفاده كنيد: مانند «ايران تا آخرين قطرة خون، به جنگ ادامه خواهد داد.» هميشه عبارتهاي مثبت به كار بريد و خود را بيش از حد منطقي نشان دهيد. اضطراب را بزرگ و مهم جلوه دهيد. بحثها و موضوعاتي را مطرح كنيد كه به عنوان ضدتبليغات نتوانند به آساني از آنها عليه شما استفاده كند.

فرمولي براي پيروزي تبليغات:

مرحلة اول: پيش از هر چيز، بايد افراد دشمن نسبت به جنگ، خسته و بيزار شده باشند. افراد دشمن بايد از محروميتها،(27) خرابي و ويرانيها،(28) خونريزي(29) و غارتگري(30) خسته و بيزار شده باشند.

مرحلة دوم: سرخوردگي ايجاد شده در افراد دشمن، به نااميدي تبديل شود. نااميدي باعث مي شود كه پيروزي براي افراد دشمن غيرممكن تلقي شود. از طرف ديگر، مي تواند اين اعتقاد را در رهبران دشمن ايجاد كند كه ادامة جنگ، كار احمقانه اي است ، لذا باعث مي شود كه آنان با همفكران خود مشورت كنند يا اين كه موجب اختلاف و تفرقه در ميان رهبران شود؛ به گونه اي كه ممكن است رهبران به طور انفرادي و خودمختارانه به جنگ ادامه دهند.


مرحلة سوم: به گونه اي راه چاره و رهايي از نااميدي را براي مردم و سربازان در نظر بگيريم . براي مثال: صلح شرافتمندانه و قابل احترام، و اطمينان دادن به عدم تلافي و تبعيض به افراد دشمن در صورت تسليم شدن، مي تواند راه حلي براي رهايي از بن بست نااميدي ايجاد شده در سربازان تلقي شود؛ به گونه اي كه سربازان تسليم شدن را بهتر از ادامة جنگ بدانند.

 
مرحلة چهارم: بايد توجه داشت كه هنگام ارائه پيشنهاد صلح شرافتمندانه به عنوان جايگزيني براي نااميدي سربازان، اين مساله تذكر داده شود كه در غير اين صورت «عواقب و مسؤوليت ادامة جنگ به عهدة دولت دشمن است». در اين هنگام، رهبران دشمن ، خود را به طور غيرمنتظرانه، در برابر تسليم شدن و دست كشيدن از جنگ مي بينند؛ بدون اين كه مزيتي براي آنان داشته باشد. از طرف ديگر، مردم نيز براي تسليم شدن آنان را تحت فشار قرار مي دهند؛ هرچند در اين قانون، مي تواند استثنائاتي وجود داشته باشد.

تقسيم بندي جنگ رواني با توجه به معيارهاي مختلف، به شرح زير است:

1-تقسيم بندي جنگ رواني از لحاظ فني:

2-تقسيم بندي جنگ رواني از نظر روشهاي اجرايي:

تاريخچة جنگ رواني:

«پل لاين برگ» سابقة تاريخي جنگ رواني را به 1245 پيش از ميلاد مي رساند. زماني كه سرداري به نام «گيدتون» در نبرد عليه «مديانها» با استفاده از شگردهاي جنگ رواني، سپاه سه هزار نفره را در ذهن دشمن، سپاه سي هزار نفره وانمود كرد؛ بدين صورت كه به دست هر نفر سرباز، يك مشعل مي دادند. از ديگر موارد معروف، جنگ «تروا» است كه «اگاممنون»(31) سردار يوناني، براي تسخير شهر «تروا» به كار برد و از يك اسب چوبي استفاده كرد و موفق شد.
از جمله جالبترين نمونه هاي تاريخي جنگ رواني را مي توان در جنگهاي صدر اسلام يافت. پيامبر اكرم (ص) ، همواره مبتكر بهترين شيوه هاي جنگ رواني در دو بعد تقويت روحية رزمندگان اسلام و تضعيف روحية دشمنان بوده اند؛ مانند شب فتح مكه با روشن كردن آتش در نقاط مختلف، كه توهم رو به رو شدن با سپاه عظيم را در ذهن مكيان ايجاد كرد يا فرستادن دسته هايي از رزمندگان مسلمان براي انجام عمليات پراكنده و ايذايي به سرحدات روم و رژه بردن سپاهيان مسلمان از جلو ديدگان ابوسفيان، كه هر يك به عنوان يكي از بهترين تاكتيكهاي جنگ رواني است.
در جنگ صفين، شاهد كاربرد يكي از مكارانه ترين ترفندهاي جنگ رواني هستيم. مغز متفكر سپاه شام، عمروبن عاص، توانست در دو مقطع اساسي از جنگ صفين، كه لشكر معاويه دچار بحران روحي و آشفتگي شده بود، با به كارگيري حيله هاي رواني، نيروهاي خود را از مهلكه نجات دهد. مقطع اول، شهادت «عمار ياسر» بود. نيروهاي يمني كه در خدمت سپاه معاويه بودند، ضمن آگاهي از سخن پيامبر (ص) درباره عمار ياسر، برآشفته شدند و شروع به تمرد كردند.
در اين حال، عمروعاص با مطرح كردن اين شعار انحرافي كه عمار ياسر را كسي كشته كه او را به ميدان جنگ آورده است، توانست آرامش روحي را به لشكريان بازگرداند. مقطع دوم، زماني بود كه سپاه شام در آستانة شكست قرار گرفت و هر آن، امكان تسخير چادر فرماندهي شاميان توسط سپاه حضرت علي(ع) مي رفت. عمروعاص پيشنهاد كرد كه قرآنها را بر سر نيزه كنيد و فرياد بزنيد كه ما هم مثل شما مسلمانيم و داور بين ما و شما، قرآن است. اين حيله مؤثر افتاد و تعداد زيادي از افراد خام انديش سپاه حضرت علي(ع) را فريفت، و كار تا بدان جا بالا گرفت كه خطر فروپاشيدن سپاه اسلام مي رفت. عاقبت كار همان شد كه شرحش در متون تاريخي رفته است.

دكترين و كاربردهاي معاصر جنگ رواني:

كشورهاي درگير در جنگ جهاني اول، با واژه اي به نام جنگ رواني آشنا نبوده اند. رواج اصطلاح جنگ رواني، معلول عوامل مختلفي است . بخشي از آن را مي توان نتيجة توسعة سريع فعاليت روانشناسان و ديگر علماي علوم انساني در آلمان، امريكا و ديگر كشورهاي غربي و تلاش آنها در جهت نشان دادن مهارتشان در دفاع ملي دانست.